حسين علوى مهر

293

روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )

دموكراتيك و حتى ليبراليزم معتقد به مدرنيزم ، باز نخواهد ماند ، او مىتواند آزاد انديشى و دنيامدارى ، توأم با مدرنيته را على رغم مسلمان بودنش يك جا داشته باشد . با اين روش در تفسير و تأويل قرآن ، راه دموكراسى را به روى معتقدان به آن باز و تمام موانع موجود بر سر راه پلوراليزم و مدرنيزم را از پيش پاى آنان برمىدارد و سرانجام به تكنوگرايى ( پلوراليزم ) به عنوان راه هم زيستى انديشه - توجيه تضادهاى عقلانى - تسامح و تساهل دينى در مرزهاى عقيدتى و محبوس كردن انديشه تولّا و تبرّاى دينى كه قرآن بر آن صراحت دارد ، پايان مىپذيرد . « 1 » ريشهء جنگ‌ها و جدال‌هاى ويرانگر كه از برخورد انديشه‌ها ناشى مىگردد با بهره‌ورى از قرآن خشكيده مىشود ؛ چنان كه خداوند مىفرمايد : قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ . . . « 2 » بگو : اى اهل كتاب ! بياييد به سوى سخنى كه ميان ما و شما مشترك است بيايد ، كه جز خداوند يگانه را نپرستيم و چيزى را شريك او قرار ندهيم و بعضى از ما بعضى ديگر را غير از خداوند يگانه به خدايى نپذيرد . اما اين عطيهء هرمنوتيك با شعار مدرنيته بودن معرفت دينى ، همان طرح دموكراسى مطلق است و نتيجه آن نفى انسانيت انسان خواهد بود كه هيچ جامعه‌اى تاب آن را ندارد ، آزادى و دموكراسى بدون قوانين و حدود مشخص ، نه تنها با جامعهء دينى ، بلكه با جامعهء لاييك نيز سازگار نيست . چه رسد به دين اسلام و مسلمانان . آيهء مطرح شده كه نداى وحدت و اتحاد را سر مىدهد اگر توجه به آيات قبل شود ، معلوم مىگردد كه خداوند متعال اهل كتاب را به دين اسلام با تمام خصوصياتش دعوت نموده ، ولى در اين آيه دعوت به نقطه‌هاى مشترك بين اسلام و اهل كتاب است ، در واقع قرآن با اين طرز استدلال به ما مىآموزد كه اگر كسانى حاضر نبودند در تمام اهداف مقدس با شما همكارى كنند از پا ننشينيد و بكوشيد لااقل در آن قسمتى كه با شما اشتراك هدف دارند همكارى آنها را جلب كنيد و آن را پايهء پيشبرد اهداف

--> ( 1 ) ر . ك : مبانى و روش‌هاى تفسيرى / 282 . ( 2 ) آل عمران / 64 .